جامعه مسئول

                                        "  
مردم همیشه آگاه تر از آن اند که ...   
"

                                                 

احترام به هویت و شعور ملی هر ملتی جزو ملزومات تنفس
یک جامعه است . مردم هیچگاه در برابر نبوده اند . مردم  همیشه در موازات دولت ها در حرکت اند مگر آنکه
در تنگناهای مختلفی قرار گیرند اوضاع اقتصادی مردم در رضایت یا نارضایتی آنها نقش
دارد اما نقشی که دولتمردان با هویت و خاصه، آزادی آنها ایفا میکنند بسیار تعیین
کننده تر از وضعیت اقتصادی آنهاست . جوان ها به عنوان پتانسیل عظیم جامعه مدرن و
پسا مدرن امروزی  پل مستحکمی برای عبور
ارزش ها از دره های خوف ناک ضد ارزش اند و وای به حال جامعه ای که در منفک کردن
این دومهم  سراسیمه به این گذار بیاندیشد !
. مردم خود توازن ـ جا معه گریزی ـ خود را کنترل می کنند و هیچ معیاری به اندازه
سنجش آنها نمی تواند راه گشا باشد جامعه امروزی راه های مختلفی را برای رسیدن به
یک یکپارچگی  جهانی انتخاب می نماید و هر
گاه احساس نماید که در ورطه ـ دیگر گریزی ـ سوق داده می شود ناخوداگاه عکس العمل
نشان می دهد و اینگونه است  که بزرگترین
جشن آخر سال از چهار شنبه سوری به چهار شنبه سوزی 
تغییر می یابد!!  . کسی در آتشی که
خود برپا کرده می سوزد . فرزندی بی عنایت خانواده اش و ترس ازشادی های به هرز
رفته  خانه را منفجر می کند و بیمارستان ها
پر می شود از نتایج مراسم گریزی های نابخردانه ! اما سوال اینگونه مطرح است : ما
از کدام منظر به این داستان نگاه می کنیم ؟

پدری که دست فرزندش را می گیرد و برای پاسداری
ازمراسم چند هزار ساله آیینی اش به جشن و پایکوبی دوستانه ای تن می دهد همانگونه
که در مراسم های مختلف مذهبی و اعتقادیش پابه پای جامعه با فرزندانش حضوری پر رنگ
دارد . یا نه ؟  باستانی ترین آیین بشری را
به پشتوانه چند تفکر غیر کارشناسانه به باد تمسخر و نیشتر می گیرد .  ـ جامعه مسئول ـ خوب می داند کجا در برابر تابو
ها صف آرایی نماید و در کدام صحنه در برابر کهن الگوهایش سر تعظیم فرود آرد .
جامعه مسئول همیشه به صداهای که شنیده نمی شود پاسخ گوست .شعور جمعی از ناخوداگاهی
اندیشه های زلال وام دار است و هرگاه منسجم تر قدم برمی دارد دولت های ناموازی به
تکاپو می افتند. جامعه مسئول تفکری ست بی واسته که وام دار هیچ حزبی نیست . مردم
اند که دربرابر انسانیت کمر خم می کنند .  در
جامعه مسئول هر فرد دولتی ست مستحکم که عقایدش را در راه منافعش هزینه نمی کند . مردم
همیشه آگاه تر از آنند که دولت ها  فکر می
کنند  . رسم ها و آیین های یک جامعه تندیس
بلورین هویت یک ملت است و همانگونه که در پیدایشش به یک عقبه بلند تاریخی مدیون است
از میان بردنش نیز فرسایشی ست ناممکن . اینگونه است که آن ماهی کوچک قرمز هنوزهم
ماهیت ارکیتایپی و نمادین خودش را در حول محور آن تنگ بلورین کوچکش حفظ کرده و خواسته
یا ناخواسته  در سر سفره هفت سین هر ساله
ما عمری ابدی یافته است . نوروز هم به همین منوال . چهار شنبه درخشان نیز با شعله
های سرخش  زردی یک سال گذشته را در خود می
سوزاند و زنده خواهد ماند چراکه همیشه جامعه مسئول پشت هر ایینی که بشر دوستانه
سیر تحول تاریخی اش را در راه است سخت ایستاده است .     

                                                   
                            

  Ali09155235276@gmail.com

علی سخایی                                                                                                                        

/ 66 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حلقه اتفاق

سلام حلقه اتفاق با اتفاقات شاعرانه به روزه ومنتظر نگاهتون[گل]

حسام رمضان زاده

سلام دوست شاعر همواره می آیم و نفسی تازه می کنم. قلمت روان و استوار است. از همان آغاز، زبان و تفکرت را دوست داشتم با یک رباعی به روزم موفق باشی

علی اکبر جعفرزاده

سلام دوست من! ممنونم که از اینکه وقت گذاشتی و شعرم را خواندی از نظرتون استفاده کردم.[گل]

پويا

اگه يك كم زير ديپلم هم تو وبلاگت نوشته بودي الان من هم مي تونستم يه اظهار نظري بكنم[شوخی]

انجمن داستان نویسان ذضا دلمن

بسمه تعالی نشست سالانه انجمن داستان نویسان توسط خانم مهشید وطن دوست با شرکت جمعی از ادیبان در تهران برگزار می شود اعضای عزیز و دیگر مخاطبان می توانند در این نشست شرکت نمایند کسانی که مایل به شرکت هستند برایمان کامنت و یا به آدرس خانم مهشید وطن دوست ایمیل ma_v1983t@yahoo.com ارسال نمایند تا آدرس و روز برگزاری را به شما اعلام کنیم از فعالیتهای این انجمن: نقد و بررسی داستان کارگاه داستان(هرماه) داوری فصلی مصاحبه فصلی داستان دنباله دار و مینیمال داستان های کودک و نوجوان و ... نیز می باشد که در این نشست به گفتگو و بحث خواهیم نشست با تشکر

یک دوست

من غلام غمرم نه... اگر روزی نسیمی برگی از دفتر هزاران برگت را ورق زد یادی هم از ما بی دفتران کن...سپاس

سالم پوراحمد

سلام هنرمند ارجمند به روزم با: يادداشتي بر اولين بسته‌ي پيشنهادي «شعر فراگاه» تحت عنوان «در ستايش جهل» (مجموعه دوبيتي) سروده‌ي محمدعلي قاسمي منتظرم[گل]

مونا

سلام عزیزم وب خوشلی داری بمنم یسربزن اگرم باتبادل لینک موافقی خبرم کن

مهرداد اسماعيل نژاد

نوشته ي زيبايي بود